تبلیغات
مجنون الحسین - غارت کردن پیكر امام حسین علیه السلام Y8BikEiB3Ny4iBXE1WQdhJLnEtE Y8BikEiB3Ny4iBXE1WQdhJLnEtE Y8BikEiB3Ny4iBXE1WQdhJLnEtE
مجنون الحسین
اگردین جدم زنده نمی ماندمگرباکشته شدن من پس ای شمشیرهامرافرابگیرید
 سپاه ابن سعد، زشت ترین گناهان و فجیع ترین جنایات را مرتکب شدند، با سنگدلی به سوی جسد امام بزرگ، شتافتند و به غارت کردن جنگ افزار و جامه های او پرداختند. شخصی از بنی نهشل، شمشیر آن حضرت را بردکه شمشیر حضرت پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به نام «ذوالفقار» بود. «قیس بن اشعث» که از فرماندهان سپاه بود، حوله ی آن حضرت را که از خز بود، برد که بر او خرده گرفتند و «قیس القطیفه» نامیده شد.
«اسحاق بن حویه» نیز پیراهن حضرت را برد، «اخنس بن مرشد»، عمامه ی او را و «بحیر» شلوارهایش را برد و آنها را پوشید که زمینگیر و فلج
 گشت.چیزی بر بدن امام باقی نگذاشتند، به غیر از شلواری که امام آن را سوراخ، سوراخ کرده بود تا آن را بر جسدش باقی گذارند.
آنگاه، پست ترین و کثیف ترین فرد بشر؛ «بجدل» آمد و در پی چیزی گشت که آن را از روی بدن امام به غنیمت برد، ولی چیزی نیافت. وی، به جستجوی بیشتری پرداخت و انگشتری امام را در حالی که خون بر آن خشکیده بود، دید، پس انگشت حضرت را قطع کرد و آن را برداشت ، سرانجام آن ستمکاران، بدن امام را عریان در زیر آفتاب سوزان رها کردند.
 سپاه ابن سعد، زشت ترین گناهان و فجیع ترین جنایات را مرتکب شدند، با سنگدلی به سوی جسد امام بزرگ، شتافتند و به غارت کردن جنگ افزار و جامه های او پرداختند. شخصی از بنی نهشل، شمشیر آن حضرت را برد که شمشیر حضرت پیامبر صلی اللَّه علیه و آله به نام «ذوالفقار» بود.«قیس بن اشعث» که از فرماندهان سپاه بود، حوله ی آن حضرت را که از خز بود، برد که بر او خرده گرفتند و «قیس القطیفه» نامیده شد.
«اسحاق بن حویه» نیز پیراهن حضرت را برد، «اخنس بن مرشد»، عمامه ی او راو «بحیر» شلوارهایش را برد و آنها را پوشید که زمینگیر و فلج
 گشت.چیزی بر بدن امام باقی نگذاشتند، به غیر از شلواری که امام آن را سوراخ، سوراخ کرده بود تا آن را بر جسدش باقی گذارند.
آنگاه، پست ترین و کثیف ترین فرد بشر؛ «بجدل» آمد و در پی چیزی گشت که آن را از روی بدن امام به غنیمت برد، ولی چیزی نیافت. وی، به جستجوی بیشتری پرداخت و انگشتری امام را در حالی که خون بر آن خشکیده بود، دید، پس انگشت حضرت را قطع کرد و آن را برداشت، سرانجام آن ستمکاران، بدن امام را عریان در زیر آفتاب سوزان رها کردند.

زشتکاری آن جفاکاران، گسترش یافت و برای خداوند حرمتی را ناشکسته و گناهی را انجام نشده، نگذاشتند؛ زیرا ابن سعد بر آن شد تا دستورهای سرورش، فرزند مرجانه را اجرا نماید، پس فریاد کشید: «چه کسی برای حسین
  داوطلب می شود تا اسبان، سینه و پشت او را پایمال کنند؟!!».

«واقدی» گفته است: «شمر، پیش رفت و آن بدن مقدس را با اسب خود لگدمال کرد ده نفر از فرزندان زنان بدکاره، به دنبال او به راه افتادند که عبارتند از: اسحاق بن یحیی حضرمی، هانی بن ثبیت حضرمی، اولم بن ناعم، اسد بن مالک، حکیم بن طفیل طائی، اخنس بن مرشد، عمرو بن صبیح مذحجی، رجاء بن منقذ عبدی، صالح بن وهب یزنی و سالم بن خیثمه جعفی ، آنان ریحانه ی رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله را زیر سمهای اسبان خویش گرفته، چندین بار رفتند و باز آمدند تا اینکه آن بدن با عظمت را به زمین چسباندند، جنایتکار پلید، اسد بن مالک، در برابر ابن سعد،افتخار می کرد و می گفت:

نحن رضضنا الصدر بعد الظهر 
بکل یعسوب شدید الأسرة .
«ما سینه را بعد از پشت، بااسبان قوی هیکل و محکم، خرد نمودیم».
این تکه تکه کردن زشت در برابر ابن سعد ودیگر نیروهای آن سپاه انجام شد، به نظر من، این عمل در مورد هیچیک از اهل بیت امام و یارانش صورت نگرفت. مؤید آن، اوامری است که از سوی ابن زیاد برای ابن سعد صادر شد که شامل تکه تکه کردن جسد امام حسین علیه السلام می شد نه دیگران را.
به هر حال، آنان با این عمل زشت، کینه توزی فراوانشان نسبت به امام و دور بودنشان از همه ی عواطف انسانی را اعلام نمودند.
آنان بدن امامی را لگدمال کردند که در کنار پیامبر صلی اللَّه علیه و آله تربیت شده و گوشت وی از گوشت علی و فاطمه روییده و پیامبر درباره ی او فرموده بود:
«حسین از من است و من از حسینم، خداوند دوست بدارد هر کس را که حسین را دوست می دارد».
آنان، بدنی را لگدمال کردند که در برابر تجاوزگران و ستمکاران قیام کرد و می خواست ستم را نابود سازد و عدالت را آن گونه که خداوند دستور داده است، در زمین آشکار کند.



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 17 بهمن 1390 توسط وحید اکبری
کلیه مطالب درج شده در سایت و وبلاگ ازروی اسنادوکتاب های معتبرتاریخی می باشدوطبق قوانین جمهوری اسلامی ایران است و هرگونه کپی برداری یاانتشار مطالب محفوظ میباشد واستقاده ازمطالب تنها با ذکر نام و لینک مجنون الحسین مجاز است
3