تبلیغات
مجنون الحسین - استجابت دعای امام حسین (ع) در حق دشمنان Y8BikEiB3Ny4iBXE1WQdhJLnEtE Y8BikEiB3Ny4iBXE1WQdhJLnEtE Y8BikEiB3Ny4iBXE1WQdhJLnEtE
مجنون الحسین
اگردین جدم زنده نمی ماندمگرباکشته شدن من پس ای شمشیرهامرافرابگیرید
از لشکر عمر بن سعد فردی به نام ابن ابى جویریه در حالى که بر اسبى سوار بود، رو بسوى خیمه‏ها کرد، و چون نظرش به آتش خندق پشت خیمه ها افتاد فریاد بر آورد: اى حسین! و اى اصحاب حسین! شادمان باشید به چشیدن آتشى که در دنیا بر افروخته‏ اید!
امام حسین (ع) فرمودند: این مرد کیست؟

از لشکر عمر بن سعد فردی به نام ابن ابى جویریه در حالى که بر اسبى سوار بود، رو بسوى خیمه‏ها کرد، و چون نظرش به آتش خندق پشت خیمه ها افتاد فریاد بر آورد: اى حسین! و اى اصحاب حسین! شادمان باشید به چشیدن آتشى که در دنیا بر افروخته‏ اید!
امام حسین (ع)
فرمودند: این مرد کیست؟
گفتند: ابن ابى جویریه مزنى!
امام حسین (ع) دعا کردند که: بارالها! عذاب آتش را در دنیا به او بچشان!

و هنوز سخن امام تمام نشده بود که اسبش او را در آتش خندق افکند!!

و بعد، مرد دیگرى از لشکر عمر بن سعد نزدیک آمد به نام تمیم بن حصین فزارى و فریاد برآورد که: اى حسین! و اى اصحاب حسین! فرات را نمى‏بینید که همانند شکم مار بخود مى‏پیچد ؟! بخدا سوگند که قطره‏اى از آن را نخواهید چشید تا تلخى مرگ را در کام خود احساس کنید!
امام حسین (ع) فرمودند: این کیست؟
گفتند: تمیم بن حصین است.

امام حسین (ع) فرمودند: این مرد و پدرش از اهل آتشند، خدایا او را در نهایت عطش بمیران!
و نوشته ‏اند که عطشى بى سابقه بر تمیم عارض شد و از شدت تشنگى از اسب بر زمین افتاد و آنقدر پامال ستوران شد تا به هلاکت رسید.

عبدالله بن حوزه تمیمى بسوى امام حسین (ع) حرکت کرد و فریاد بر آورد که: حسین در میان شماست؟!
اصحاب امام حسین (ع) پاسخ دادند: این امام حسین (ع) است، چه مى‏ خواهى؟!

گفت: اى حسین! تو را به آتش بشارت میدهم!
امام حسین (ع) فرمودند:انى اقدم على ربّ رحیم و شفیع مطاع .

من نزد پروردگار بخشنده و شفیع و مطاع مى‏روم،
تو کسیتى؟
گفت: من ابن حوزه هستم.

امام حسین (ع) دستهاى مبارک را بلند کردند و گفتند:ربّ حزّه الى النّار. خدایا! او را در آتش بسوزان.

آن مرد به خشم آمد، و ناگاه اسب او رم کرد و ابن حوزه بر زمین سقوط کرد در حالى که پایش به رکاب اسب گیر کرده بود، آنقدر بدنش بر روى خاک کشیده شد که قسمتى از بدنش جدا شد و قسمت دیگر به رکاب اسب آویزان بود، و سرانجام پس از برخورد باقیمانده بدنش به سنگ، در میان آتش خندق افتاد و مزه آتش را چشید.

امام حسین (ع) بخاطر استجابت دعایش، سجده شکر بجاى آورد و عرض کردند:

اللّهمّ انا اهل بیت نبیک و ذرّیته فاقصم من ظلمنا و غصبنا حقّنا انّک سمیع قریب .

اى خدا! ما از مقربان درگاه تو، اهل بیت پیامبر تو و ذریه او هستیم، حق ما را از جباران ستمگر بستان، بدرستى که تو شنوا و از هر کس به مخلوق خود نزدیکترى.

محمد بن اشعث گفت: چه قرابتى بین تو و پیامبر (ص) است؟!!

امام حسین (ع) گفتند:
خدایا! محمد بن اشعث مى‏گوید در میان من و پیامبرت نسبتى نیست، خدایا! امروز طعم ذلت و خوارى خود را به او بچشان تا من عقوبت او را ببینم.
این دعاى امام نیز مستجاب شد، و محمد بن اشعث بجهت قضاى حاجت از اسب پیاده شد و عقربى او را گزید و با لباسى آلوده به هلاکت رسید.




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 اسفند 1390 توسط وحید اکبری
کلیه مطالب درج شده در سایت و وبلاگ ازروی اسنادوکتاب های معتبرتاریخی می باشدوطبق قوانین جمهوری اسلامی ایران است و هرگونه کپی برداری یاانتشار مطالب محفوظ میباشد واستقاده ازمطالب تنها با ذکر نام و لینک مجنون الحسین مجاز است
3