تبلیغات
مجنون الحسین - انگیزه‏ ى قیام توابین Y8BikEiB3Ny4iBXE1WQdhJLnEtE Y8BikEiB3Ny4iBXE1WQdhJLnEtE Y8BikEiB3Ny4iBXE1WQdhJLnEtE
مجنون الحسین
اگردین جدم زنده نمی ماندمگرباکشته شدن من پس ای شمشیرهامرافرابگیرید
عصر عاشورا با شهادت امام حسین(ع)و 72 نفر از بهترین ‏انسانهاى تاریخ بشریت، به غروب انجامید. كوفیان سست اراده وپیمان شكن نه تنها امام حسین(ع)را به كوفه دعوت كرده بودند،سفیرش را تنها گذاشتند و او را یارى نكردند، بلكه به كربلاآمدند و در كشتن آن حضرت شركت كردند. كوفیان مست زر و زوربودند، اما فریادهاى آتشین امام سجاد(ع)و حضرت زینب(س)در كوفه،آنان را از مستى به هوش آورد. امام سجاد(ع)كه همراه كاروان‏اهل‏بیت پیامبر(ص)به اسارت لش(ص)ریزید درآمده بود، در دروازه‏شهر كوفه خطاب به مردم كوفه گفت:

«هل تعلمون انكم كتبتم الى‏ابى وخدعتموه واعطیتموه من انفسكم‏العهدو المیثاق و البیعه و قاتلتموه.»

آیا مى‏دانید كه شما به پدرم نامه نوشتید(و او را به كوفه‏دعوت كردید)، ولى خدعه كردید و عهد و پیمان و بیعت‏خود را رهاساختید و او را به قتل رساندید؟ حضرت زینب(س)نیز خطاب به مردم‏كوفه، فریاد برآورد:

«یا اهل الكوفه! یا اهل المكر و الغدر و الخیلاء» وقتى حضرت زینب(س)خطابه ایراد كرد، مردم كوفه به یاد خطبه‏هاى‏آتشین امام على(ع)افتادند. زینب دختر على بود و اینك حلقوم‏على(ع). پدرش به كوفیان گفته بود: «یا اشباه الرجال‏» و اینك‏فریاد حضرت زینب(س)، آنان را با طنین فریاد امام على(ع)تداعى‏گرشد.

شیعیان كوفه از پیمان شكنى خود پشیمان بودند. در اندیشه‏ى‏جبران گناه و اشتباه خود بودند. آنان مخفیانه با یكدیگر صحبت‏مى‏كردند و نقشه‏ى انتقام را مى‏كشیدند.




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 فروردین 1392 توسط وحید اکبری
کلیه مطالب درج شده در سایت و وبلاگ ازروی اسنادوکتاب های معتبرتاریخی می باشدوطبق قوانین جمهوری اسلامی ایران است و هرگونه کپی برداری یاانتشار مطالب محفوظ میباشد واستقاده ازمطالب تنها با ذکر نام و لینک مجنون الحسین مجاز است
3