تبلیغات
مجنون الحسین - مطالب هفته چهارم فروردین 1392 Y8BikEiB3Ny4iBXE1WQdhJLnEtE Y8BikEiB3Ny4iBXE1WQdhJLnEtE Y8BikEiB3Ny4iBXE1WQdhJLnEtE
مجنون الحسین
اگردین جدم زنده نمی ماندمگرباکشته شدن من پس ای شمشیرهامرافرابگیرید
مختار ثقفى، شش ماه پس از مرگ یزید، به كوفه آمد و با اوج‏فعالیت‏هاى توابین رو به رو شد. توابین آماده‏ى قیام بودند. مختار نسبت‏به قیام توابین نظر مساعدى نداشت. او این قیام راناكام مى‏دانست. مختار از فرماندهى قیام انتقاد مى‏كرد و مى‏گفت: سلیمان تجربه‏اى از جنگ ندارد.

تبلیغات مختار علیه سلیمان بن صرد خزاعى بسیار مؤثر بود. حدود دو هزار نفر از توابین به مختار پیوستند.

درباره علت مخالفت مختار ثقفى با سلیمان بن صرد خزاعى تنهاگفته شده است كه وى كارایى نظامى سلیمان بن صرد را قبول نداشت‏اما سلیمان بن صردخزاعى در زمان قیام، بیش از 90 سال عمر داشت‏و حداقل پنجاه سال تجربه‏ى نظامى داشت. او درتمام جنگهاى امام‏على(ع)علیه دشمنان اسلام شمشیر كشیده بود. بقیه فرماندهان‏توابین نیز جزو دلاوران عرب و پهلوانان كوفه بودند كه سابقه‏ى‏حداقل چهل ساله در جنگ داشتند.

به نظر مى‏رسد علت مخالفت مختار ثقفى با سلیمان بن صرد خزاعى،به ارتباط مختار ثقفى و عبدالله بن زبیر برمى‏گردد. مختار قبل‏از ورود به كوفه، مدتى به خدمت عبدالله بن زبیر در آمده بود. از سوى دیگر گفته شده است كه مختار كه در حادثه‏ى عاشورا دركوفه زندانى شده بود، با وساطت داماد خود كه از طرفداران‏عبدالله بن زبیر بود، آزاد شده بود. به نظر مى‏رسد كه عبدالله‏بن زبیر، مختار را به كوفه روانه كرده بود تا فرماندهى قیام رابه دست‏بگیرد. فرماندار كوفه كه كارگزار ابن زبیر بود، اطلاعات‏كاملى از فعالیت‏هاى توابین را به ابن زبیر داده بود و ابن زبیرمختار را از حجاز به عراق فرستاد تا رهبرى قیام را در اختیاربگیرد و به این صورت ابن زبیر بتواند از جنبش خونخواهى امام‏حسین(ع)به نفع خویش بهره بجوید.

اكثریت توابین همچنان به پیمان خود وفادار ماندند و فرماندهى‏سلیمان بن صرد را پذیرفتند. به هرحال، ماه‏هاى آخر آمادگى براى‏قیام سپرى شد و شیعیان آماده‏ى انتقام از قاتلان امام‏حسین(ع)شدند.




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 فروردین 1392 توسط وحید اکبری
عبدالله بن زبیر مانند پدرش دشمن اهل‏بیت‏بود ولى دشمن مشترك‏باعث‏شد تا در برابر شیعیان نرمى نشان دهد. او داعیه‏ى خلافت‏داشت و دشمنش یزید و سپس مروان بود. یزید، یك بار در واقعه حره‏ضربه‏اى سنگین به او وارد كرده بود و اینك پس از مرگ یزید،بهترین فرصت‏براى او فراهم شده بود تا بدون كمترین هزینه‏اى،بتواند انتقام بستاند; زیرا توابین مى‏خواستند با حكومت‏شام‏نبرد كنند. عبدالله بن زبیر با شیعیان امام على(ع)میانه‏ى خوبى‏نداشت ولى دشمن مشترك سبب شد تا فرماندارش در برابر قیام‏توابین، نرمى به خرج دهد. فرماندار كوفه، عبدالله بن یزید به مردم گفت:

به من خبر رسیده است كه گروهى از شما مى‏خواهند به خونخواهى‏حسین(ع)قیام كنند. خداوند این گروه را مورد رحمت‏خود قرار دهد. به خدا سوگند، به من گفتند كه چه افرادى مى‏خواهند قیام كنند وخانه‏هایشان راهم نشان دادند و حتى دستور دادند تا آنها رادستگیر كنم; اما من خوددارى كردم و گفتم:

اگر بامن جنگ كردند، با آنان مى‏جنگم ولى براى چه با من جنگ‏كنند؟! به خدا سوگند، من قاتل حسین(ع)نیستم. به خدا سوگند، من‏هم از كشته شدن او كه رحمت‏خدا براوباد. ناراحت‏شدم. به‏هرحال، افرادى كه مى‏خواهند قیام كنند، در امان هستند. آشكاراقیام كنند و به سوى قاتل حسین(ع)به راه بیفتند. من هم پشتیبان‏شما هستم. پسرزیاد قاتل حسین(ع)و یارانش است.او در حال لشكركشى‏به عراق است. من دیشب او را در كنار پل «منبج‏» دیدم.

ابراهیم بن محمد بن طلحه(نوه‏ى طلحه)كه سرپرست‏خراج(مالیات)كوفه بود، از سخنان فرماندار بر آشفت و به مردم‏گفت: اى مردم! سخنان این مرد سست و چرب زبان، شما را غافل‏نكند. هركسى قیام كند، كشته خواهد شد. اگر كسى علیه ما قیام‏كند، او را خواهیم كشت.

مسیب بن نجبه سخنان او را قطع كرد و گفت: اى فرزند پیمان شكنان(ناكثین)! تو با شمشیر خود ما را تهدیدمى‏كنى! تو زبون‏تراز آن هستى كه ما راتهدید كنى. ما تو را به‏خاطر دشمنى با ما، سرزنش نمى‏كنیم، چون پدر بزرگ و پدرت راكشته‏ایم.

عبدالله بن وال هم گفت: چرا بین ما و فرماندار دخالت مى‏كنى؟! تو حاكم كوفه نیستى، تو تنها مامور دریافت جزیه هستى.

ابراهیم بن محمدبن طلحه، فرماندار كوفه را تهدید كرد كه به‏ابن زبیر گزارش خواهد داد. فرماندار كوفه با عذرخواهى از اومانع این كار شد.

سخنان فرماندار كوفه، توابین را داراى یك فرصت طلایى براى‏شروع قیام نمود. دیگر نیازى به فعالیت‏هاى پنهانى نبود. تبلیغات‏و عضوگیرى توابین سرعت گرفت. روز به روز برشمار افرادى كه براى‏خوانخواهى امام حسین(ع)اسم نوشته بودند، اضافه شد.




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 فروردین 1392 توسط وحید اکبری
عبدالله بن زبیر مانند پدرش دشمن اهل‏بیت‏بود ولى دشمن مشترك‏باعث‏شد تا در برابر شیعیان نرمى نشان دهد. او داعیه‏ى خلافت‏داشت و دشمنش یزید و سپس مروان بود. یزید، یك بار در واقعه حره‏ضربه‏اى سنگین به او وارد كرده بود و اینك پس از مرگ یزید،بهترین فرصت‏براى او فراهم شده بود تا بدون كمترین هزینه‏اى،بتواند انتقام بستاند; زیرا توابین مى‏خواستند با حكومت‏شام‏نبرد كنند. عبدالله بن زبیر با شیعیان امام على(ع)میانه‏ى خوبى‏نداشت ولى دشمن مشترك سبب شد تا فرماندارش در برابر قیام‏توابین، نرمى به خرج دهد. فرماندار كوفه، عبدالله بن یزید به مردم گفت:

به من خبر رسیده است كه گروهى از شما مى‏خواهند به خونخواهى‏حسین(ع)قیام كنند. خداوند این گروه را مورد رحمت‏خود قرار دهد. به خدا سوگند، به من گفتند كه چه افرادى مى‏خواهند قیام كنند وخانه‏هایشان راهم نشان دادند و حتى دستور دادند تا آنها رادستگیر كنم; اما من خوددارى كردم و گفتم:

اگر بامن جنگ كردند، با آنان مى‏جنگم ولى براى چه با من جنگ‏كنند؟! به خدا سوگند، من قاتل حسین(ع)نیستم. به خدا سوگند، من‏هم از كشته شدن او كه رحمت‏خدا براوباد. ناراحت‏شدم. به‏هرحال، افرادى كه مى‏خواهند قیام كنند، در امان هستند. آشكاراقیام كنند و به سوى قاتل حسین(ع)به راه بیفتند. من هم پشتیبان‏شما هستم. پسرزیاد قاتل حسین(ع)و یارانش است.او در حال لشكركشى‏به عراق است. من دیشب او را در كنار پل «منبج‏» دیدم.

ابراهیم بن محمد بن طلحه(نوه‏ى طلحه)كه سرپرست‏خراج(مالیات)كوفه بود، از سخنان فرماندار بر آشفت و به مردم‏گفت: اى مردم! سخنان این مرد سست و چرب زبان، شما را غافل‏نكند. هركسى قیام كند، كشته خواهد شد. اگر كسى علیه ما قیام‏كند، او را خواهیم كشت.

مسیب بن نجبه سخنان او را قطع كرد و گفت: اى فرزند پیمان شكنان(ناكثین)! تو با شمشیر خود ما را تهدیدمى‏كنى! تو زبون‏تراز آن هستى كه ما راتهدید كنى. ما تو را به‏خاطر دشمنى با ما، سرزنش نمى‏كنیم، چون پدر بزرگ و پدرت راكشته‏ایم.

عبدالله بن وال هم گفت: چرا بین ما و فرماندار دخالت مى‏كنى؟! تو حاكم كوفه نیستى، تو تنها مامور دریافت جزیه هستى.

ابراهیم بن محمدبن طلحه، فرماندار كوفه را تهدید كرد كه به‏ابن زبیر گزارش خواهد داد. فرماندار كوفه با عذرخواهى از اومانع این كار شد.

سخنان فرماندار كوفه، توابین را داراى یك فرصت طلایى براى‏شروع قیام نمود. دیگر نیازى به فعالیت‏هاى پنهانى نبود. تبلیغات‏و عضوگیرى توابین سرعت گرفت. روز به روز برشمار افرادى كه براى‏خوانخواهى امام حسین(ع)اسم نوشته بودند، اضافه شد.




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 فروردین 1392 توسط وحید اکبری
توابین، پنهانى به خرید اسلحه مى‏پرداختند. آنان از ترس فاش شدن نقشه‏ى قیام، در تهیه‏ى ساز و برگ نظامى‏احتیاط فراوان به خرج مى‏دادند. كوفه پس از مرگ یزید، دوران‏پرتلاطمى را گذراند. سه فرماندار پس از مرگ یزید، در مدت شش ماه‏به كوفه آمده بودند و زمامدارى آنجا را برعهده گرفته بودند.

فرماندار نخست، كارگزار یزید بود. مردم كوفه پس از مرگ یزیدسربه شورش گذاشتند و عمروبن حریث را عزل و «عامر بن مسعود»را به فرماندارى كوفه نصب كردند.

همان طور كه قبلا گفتیم، رهبران قیام توابین بااین شورش موافق‏نبودند. سه ماه از این شورش نگذشت كه عبدالله‏بن‏زبیر، فرماندارمنتخب مردم را عزل و «عبدالله بن یزید» را به جاى او نصب‏كرد.

شیعیان پنهانى با یكدیگر جلساتى داشتند و مبلغان توابین نیزفعالیت‏هاى تبلیغى خود را ادامه دادند. كوفه در تب و تاب یك‏جنبش بزرگ مى‏سوخت تا این كه فرماندار جدید، در نخستین عكس‏العمل در برابر اقدامات توابین، موقعیت تازه‏اى براى قیام فراهم‏ساخت.




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 فروردین 1392 توسط وحید اکبری
شیعیان باگردآورى اسلحه و نیرو، پنهانى خود را براى قیام‏آماده مى‏كردند. سالهاى 6461 ه . سالهاى آماده شدن شیعیان‏براى قیام بود. گروهى از توابین، پس از مرگ یزید(64 هجرى)نزدسلیمان بن صرد آمدند و پیشنهاد كردند تا با شورش بر عمروبن‏حریث، فرماندار كوفه، قیام را آغاز كنند. سلیمان بن صردپیشنهاد آنان را نپذیرفت و گفت: قاتلان امام حسین(ع)اشراف كوفه‏و دلیران عرب هستند.

اگر الان شما قیام را آغاز كنید، زود كشته خواهید شد. سلیمان‏بن صرد به آنها پیشنهاد كرد كه افرادى را به همه‏ى شهرها وروستاها بفرستند تا مردم را براى قیام فرا خوانند.

شیعیان پیشنهاد سلیمان بن صرد را پذیرفتند و شمارى از مبلغان‏ورزیده را به صورت پنهانى به میان قبایل كوفه و روستاهاى اطراف‏فرستادند. مبلغان توابین گناه بزرگ یارى نكردن امام حسین(ع)،جنایات یزید و فسق و فجور او و نقشه‏ى خود براى قیام را به مردم‏مى‏گفتند و از آنان مى‏خواستند به آنها بپیوندند. اندك اندك‏دامنه‏ى قیام درازتر شد و شهرهاى دیگر عراق را در برگرفت.

مبلغان هماره مردم را به انتقام از قاتلان امام حسین(ع)فرامى‏خواندند و به آنها مى‏گفتند كه در صورت پیروزى قیام، خلافت رابه خاندان پیامبر واگذار خواهند كرد. بسیارى از شیعیان دعوت‏آنان را پذیرفتند و پنهانى با خرید اسلحه، خود را براى قیام‏آماده‏كردند.

سلیمان بن صرد همواره هدف‏هاى قیام را براى توابین بیان مى‏كردو مبلغانى را به مسجدها، بازارها و مراكز عمومى روستاها وشهرها مى‏فرستاد تا آنها را به قیام دعوت نمایند. مبلغان چنان‏خبره بودند و این تبلیغات چنان گسترده و پى درپى بود كه بسیارى‏از مردم، سخنان مبلغان را حفظ كرده بودند.

استقبال مردم از قیام درسال 64 هجرى بسیار چشمگیربود. مرگ‏یزید را مى‏توان علت اصلى این امر دانست. زیرا عبیدالله بن‏زیاد، حاكم بصره كه عامل اصلى قتل امام حسین(ع)و یارانش دركربلا بود. پس از مرگ یزید، از ترس از بصره گریخت و به شام‏رفت.

سلیمان بن صرد در سال 64 ه. نامه‏هایى به سعدبن حذیفه، رهبرشیعیان مداین و نیز براى مثنى بن مخرمه عبدى، از بزرگان شیعه‏بصره نوشت و آنها را به قیام فرا خواند. در نامه‏ى سلیمان بن‏صرد به آنها آمده بود:

«چون برادرانتان فكر كردند و در سرانجام كارهاى خویش دقت‏كردند، فهمیدند كه اشتباهى بزرگ انجام داند كه امام حسین(ع)رایارى ندادند و او را در برابر دشمن تنها گذاشتند، اشتباهى كه‏تاوان آن و توبه از آن، تنها با كشتن قاتلان آن حضرت و یا باكشته شدنشان خواهد بود.

برادران شما آماده‏ى قیام هستند، شما نیز بكوشید آماده شوید.

قرار است كه در اول ربیع الاخر سال 65 ه .، در نخیله، همه‏گردهم آییم تا قیام را آغاز كنیم. مى‏خواهیم شما نیز در این‏تاریخ، به ما بپیوندید و ما را در خونخواهى امام حسین(ع)یارى‏دهید. شما همواره یار، برادر و هم فكر ما بوده‏اید، اكنون نیزبا برادرانتان كه مى‏خواهند با این كار از گناه یارى نكردن آن‏حضرت، توبه كنند، همراه باشید. شایسته است كه شماهم در این‏فضیلت و ثواب سهیم باشید و بدین وسیله، نزد پروردگار توبه‏نمایید، گرچه قطع گردنها، كشته شدن فرزندان، مصادره‏ى اموال وهلاك عشایر در این كار باشد.»

سلیمان بن صرد در پایان نامه، یاد شهیدان قیام حجربن عدى راگرامى مى‏دارد. شیعیان مداین و بصره دعوت سلیمان بن صرد راپذیرفتند و به او اعلام كردند كه خود را براى قیام آماده خواهندكرد.




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 فروردین 1392 توسط وحید اکبری
شیعیان باگردآورى اسلحه و نیرو، پنهانى خود را براى قیام‏آماده مى‏كردند. سالهاى 6461 ه . سالهاى آماده شدن شیعیان‏براى قیام بود. گروهى از توابین، پس از مرگ یزید(64 هجرى)نزدسلیمان بن صرد آمدند و پیشنهاد كردند تا با شورش بر عمروبن‏حریث، فرماندار كوفه، قیام را آغاز كنند. سلیمان بن صردپیشنهاد آنان را نپذیرفت و گفت: قاتلان امام حسین(ع)اشراف كوفه‏و دلیران عرب هستند.

اگر الان شما قیام را آغاز كنید، زود كشته خواهید شد. سلیمان‏بن صرد به آنها پیشنهاد كرد كه افرادى را به همه‏ى شهرها وروستاها بفرستند تا مردم را براى قیام فرا خوانند.

شیعیان پیشنهاد سلیمان بن صرد را پذیرفتند و شمارى از مبلغان‏ورزیده را به صورت پنهانى به میان قبایل كوفه و روستاهاى اطراف‏فرستادند. مبلغان توابین گناه بزرگ یارى نكردن امام حسین(ع)،جنایات یزید و فسق و فجور او و نقشه‏ى خود براى قیام را به مردم‏مى‏گفتند و از آنان مى‏خواستند به آنها بپیوندند. اندك اندك‏دامنه‏ى قیام درازتر شد و شهرهاى دیگر عراق را در برگرفت.

مبلغان هماره مردم را به انتقام از قاتلان امام حسین(ع)فرامى‏خواندند و به آنها مى‏گفتند كه در صورت پیروزى قیام، خلافت رابه خاندان پیامبر واگذار خواهند كرد. بسیارى از شیعیان دعوت‏آنان را پذیرفتند و پنهانى با خرید اسلحه، خود را براى قیام‏آماده‏كردند.

سلیمان بن صرد همواره هدف‏هاى قیام را براى توابین بیان مى‏كردو مبلغانى را به مسجدها، بازارها و مراكز عمومى روستاها وشهرها مى‏فرستاد تا آنها را به قیام دعوت نمایند. مبلغان چنان‏خبره بودند و این تبلیغات چنان گسترده و پى درپى بود كه بسیارى‏از مردم، سخنان مبلغان را حفظ كرده بودند.

استقبال مردم از قیام درسال 64 هجرى بسیار چشمگیربود. مرگ‏یزید را مى‏توان علت اصلى این امر دانست. زیرا عبیدالله بن‏زیاد، حاكم بصره كه عامل اصلى قتل امام حسین(ع)و یارانش دركربلا بود. پس از مرگ یزید، از ترس از بصره گریخت و به شام‏رفت.

سلیمان بن صرد در سال 64 ه. نامه‏هایى به سعدبن حذیفه، رهبرشیعیان مداین و نیز براى مثنى بن مخرمه عبدى، از بزرگان شیعه‏بصره نوشت و آنها را به قیام فرا خواند. در نامه‏ى سلیمان بن‏صرد به آنها آمده بود:

«چون برادرانتان فكر كردند و در سرانجام كارهاى خویش دقت‏كردند، فهمیدند كه اشتباهى بزرگ انجام داند كه امام حسین(ع)رایارى ندادند و او را در برابر دشمن تنها گذاشتند، اشتباهى كه‏تاوان آن و توبه از آن، تنها با كشتن قاتلان آن حضرت و یا باكشته شدنشان خواهد بود.

برادران شما آماده‏ى قیام هستند، شما نیز بكوشید آماده شوید.

قرار است كه در اول ربیع الاخر سال 65 ه .، در نخیله، همه‏گردهم آییم تا قیام را آغاز كنیم. مى‏خواهیم شما نیز در این‏تاریخ، به ما بپیوندید و ما را در خونخواهى امام حسین(ع)یارى‏دهید. شما همواره یار، برادر و هم فكر ما بوده‏اید، اكنون نیزبا برادرانتان كه مى‏خواهند با این كار از گناه یارى نكردن آن‏حضرت، توبه كنند، همراه باشید. شایسته است كه شماهم در این‏فضیلت و ثواب سهیم باشید و بدین وسیله، نزد پروردگار توبه‏نمایید، گرچه قطع گردنها، كشته شدن فرزندان، مصادره‏ى اموال وهلاك عشایر در این كار باشد.»




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 فروردین 1392 توسط وحید اکبری
برخى از نویسندگان براین باورند كه اسم قیام توابین ازاین‏آیه الهام گرفته بود:

(فتوبوا الى بارئكم فاقتلوا انفسكم ذلكم خیرلكم عندبارئكم‏فتاب علیكم انه هوالتواب الرحیم.

پس توبه كنید(بازگشت كنید)به سوى پروردگارتان. پس بكشیدخودتان را. این كار، نزدخداوند براى شما بهتر است. پس آنهاتوبه كردند و خداوند توبه آنان را پذیرفت. به درستى كه خداوندتوبه‏پذیر(قبول كننده توبه)و رحیم است.

این آیه درباره‏ى قوم بنى‏اسرائیل نازل شده است كه در غیاب‏حضرت موسى(ع)، آن هنگام كه آن حضرت براى عبادت به كوه رفته‏بود، به گوساله پرستى روى آورده بودند و از توحید به شرك‏گراییدند. خداوند به آنان دستور داد كه یكدیگر را بكشند تا بااین كار توبه نمایند.

برخى از نویسندگانى كه مى‏گویند نام قیام توابین از این آیه‏گرفته شده است و به همین خاطر، نیز مى‏گویند توابین، قصد خودكشى‏داشتند; آنان به شان نزول آیه و حكم شرعى آن در اسلام توجه‏نكرده‏اند. شان نزول این آیه درباره‏ى مت‏یهود بود و خودكشى دراسلام هم حرام است. در بین توابین، بویژه در بین رهبران آنهاافرادى بودند كه جزو حافظان قرآن و راویان احادیث پیامبر(ص)وفقیهان و دانشمندان شیعى بودند. بعید به نظر مى‏رسد كه آنهابراى جبران گناه خویش، با استفاده از این آیه، به نوعى خودكشى‏دست‏بیازند.

رهبران قیام توابین، همگى بیش از 60 سال داشتند، یعنى دوران‏جوانى، خامى و احساساتى را پشت‏سرگذاشته بودند و سالیان درازدر مكتب ائمه اطهار(علیهم السلام )با تفسیر قرآن، احكام شرعى ومعارف اسلامى آشنا بودند. از آنان تصور نمى‏شود كه براى جبران یك‏گناه بزرگ به گناه بزرگ دیگر روى آورند. علاوه براین كه، اگربپذیریم كه نام قیام از آیات قرآن كه دلالت‏برتوبه مى‏كند، گرفته‏شده باشد، نمى‏توان گفت كه حتما از این آیه اخذ شده باشد. مهمتراز همه، این كه در كتب تاریخى نامى براى این قیام ذكر نشده‏است، بلكه نویسندگان معاصر این قیام را «قیام توابین‏»نامیده‏اند. بنابراین اگر نام قیام از این آیه اخذ شده بود، دركتب تاریخى و احادیث اشاره‏اى به آن مى‏شد.




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 فروردین 1392 توسط وحید اکبری
شیعیان كوفه هرگاه دركوچه و خیابان همدیگر را مى‏دیدند، ازیارى نكردن امام حسین(ع)خجل بودند. آنان همواره پنهانى بایكدیگر درباره‏اى قیام صحبت مى‏كردند، زیرا بسیارى از آشنایان‏آنان كه هر روز آنها را در مسجد، بازار، كوچه و... مى‏دیدند،افرادى بودند كه در روز عاشورا، علیه امام حسین(ع)شمشیر كشیده‏بودند. جاسوسان حكومت‏یزید نیز در صدد شناسایى كانون‏هاى مخالفت‏با حكومت‏بودند. شیعیان از سال 61 هجرى، از نخستین ماه‏هاى پس‏از شهادت امام‏حسین(ع)، در جلسات مخفیانه باهم در ارتباط بودندو پنهانى دیگران را به قیام دعوت مى‏كردند.

شیعیان حدود چهارسال انتظار كشیدند تا روز قیام فرار رسد.

جلسات هفتگى توابین كه پنهانى برگزار مى‏شد، با سخنرانى سلیمان‏بن صرد و دیگر سران توابین آغاز مى‏شد. شیعیان در این جلسات‏درباره چگونگى عضوگیرى، تهیه‏ى تداركات نظامى، بررسى شیوه‏هاى‏شروع قیام، تعیین زمان و مكان و بررسى اولویت‏ها در مراحل قیام‏به بحث مى‏پرداختند.




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 فروردین 1392 توسط وحید اکبری
(تعداد کل صفحات:2)      [ 1 ]   [ 2 ]  

کلیه مطالب درج شده در سایت و وبلاگ ازروی اسنادوکتاب های معتبرتاریخی می باشدوطبق قوانین جمهوری اسلامی ایران است و هرگونه کپی برداری یاانتشار مطالب محفوظ میباشد واستقاده ازمطالب تنها با ذکر نام و لینک مجنون الحسین مجاز است
3