تبلیغات
هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة - مطالب هفته چهارم فروردین 1392
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
شیعیان باگردآورى اسلحه و نیرو، پنهانى خود را براى قیام‏آماده مى‏كردند. سالهاى 6461 ه . سالهاى آماده شدن شیعیان‏براى قیام بود. گروهى از توابین، پس از مرگ یزید(64 هجرى)نزدسلیمان بن صرد آمدند و پیشنهاد كردند تا با شورش بر عمروبن‏حریث، فرماندار كوفه، قیام را آغاز كنند. سلیمان بن صردپیشنهاد آنان را نپذیرفت و گفت: قاتلان امام حسین(ع)اشراف كوفه‏و دلیران عرب هستند.

اگر الان شما قیام را آغاز كنید، زود كشته خواهید شد. سلیمان‏بن صرد به آنها پیشنهاد كرد كه افرادى را به همه‏ى شهرها وروستاها بفرستند تا مردم را براى قیام فرا خوانند.

شیعیان پیشنهاد سلیمان بن صرد را پذیرفتند و شمارى از مبلغان‏ورزیده را به صورت پنهانى به میان قبایل كوفه و روستاهاى اطراف‏فرستادند. مبلغان توابین گناه بزرگ یارى نكردن امام حسین(ع)،جنایات یزید و فسق و فجور او و نقشه‏ى خود براى قیام را به مردم‏مى‏گفتند و از آنان مى‏خواستند به آنها بپیوندند. اندك اندك‏دامنه‏ى قیام درازتر شد و شهرهاى دیگر عراق را در برگرفت.

مبلغان هماره مردم را به انتقام از قاتلان امام حسین(ع)فرامى‏خواندند و به آنها مى‏گفتند كه در صورت پیروزى قیام، خلافت رابه خاندان پیامبر واگذار خواهند كرد. بسیارى از شیعیان دعوت‏آنان را پذیرفتند و پنهانى با خرید اسلحه، خود را براى قیام‏آماده‏كردند.

سلیمان بن صرد همواره هدف‏هاى قیام را براى توابین بیان مى‏كردو مبلغانى را به مسجدها، بازارها و مراكز عمومى روستاها وشهرها مى‏فرستاد تا آنها را به قیام دعوت نمایند. مبلغان چنان‏خبره بودند و این تبلیغات چنان گسترده و پى درپى بود كه بسیارى‏از مردم، سخنان مبلغان را حفظ كرده بودند.

استقبال مردم از قیام درسال 64 هجرى بسیار چشمگیربود. مرگ‏یزید را مى‏توان علت اصلى این امر دانست. زیرا عبیدالله بن‏زیاد، حاكم بصره كه عامل اصلى قتل امام حسین(ع)و یارانش دركربلا بود. پس از مرگ یزید، از ترس از بصره گریخت و به شام‏رفت.

سلیمان بن صرد در سال 64 ه. نامه‏هایى به سعدبن حذیفه، رهبرشیعیان مداین و نیز براى مثنى بن مخرمه عبدى، از بزرگان شیعه‏بصره نوشت و آنها را به قیام فرا خواند. در نامه‏ى سلیمان بن‏صرد به آنها آمده بود:

«چون برادرانتان فكر كردند و در سرانجام كارهاى خویش دقت‏كردند، فهمیدند كه اشتباهى بزرگ انجام داند كه امام حسین(ع)رایارى ندادند و او را در برابر دشمن تنها گذاشتند، اشتباهى كه‏تاوان آن و توبه از آن، تنها با كشتن قاتلان آن حضرت و یا باكشته شدنشان خواهد بود.

برادران شما آماده‏ى قیام هستند، شما نیز بكوشید آماده شوید.

قرار است كه در اول ربیع الاخر سال 65 ه .، در نخیله، همه‏گردهم آییم تا قیام را آغاز كنیم. مى‏خواهیم شما نیز در این‏تاریخ، به ما بپیوندید و ما را در خونخواهى امام حسین(ع)یارى‏دهید. شما همواره یار، برادر و هم فكر ما بوده‏اید، اكنون نیزبا برادرانتان كه مى‏خواهند با این كار از گناه یارى نكردن آن‏حضرت، توبه كنند، همراه باشید. شایسته است كه شماهم در این‏فضیلت و ثواب سهیم باشید و بدین وسیله، نزد پروردگار توبه‏نمایید، گرچه قطع گردنها، كشته شدن فرزندان، مصادره‏ى اموال وهلاك عشایر در این كار باشد.»




موضوع :
بعدازشهادت امام حسین علیه السلام , 
برخى از نویسندگان براین باورند كه اسم قیام توابین ازاین‏آیه الهام گرفته بود:

(فتوبوا الى بارئكم فاقتلوا انفسكم ذلكم خیرلكم عندبارئكم‏فتاب علیكم انه هوالتواب الرحیم.

پس توبه كنید(بازگشت كنید)به سوى پروردگارتان. پس بكشیدخودتان را. این كار، نزدخداوند براى شما بهتر است. پس آنهاتوبه كردند و خداوند توبه آنان را پذیرفت. به درستى كه خداوندتوبه‏پذیر(قبول كننده توبه)و رحیم است.

این آیه درباره‏ى قوم بنى‏اسرائیل نازل شده است كه در غیاب‏حضرت موسى(ع)، آن هنگام كه آن حضرت براى عبادت به كوه رفته‏بود، به گوساله پرستى روى آورده بودند و از توحید به شرك‏گراییدند. خداوند به آنان دستور داد كه یكدیگر را بكشند تا بااین كار توبه نمایند.

برخى از نویسندگانى كه مى‏گویند نام قیام توابین از این آیه‏گرفته شده است و به همین خاطر، نیز مى‏گویند توابین، قصد خودكشى‏داشتند; آنان به شان نزول آیه و حكم شرعى آن در اسلام توجه‏نكرده‏اند. شان نزول این آیه درباره‏ى مت‏یهود بود و خودكشى دراسلام هم حرام است. در بین توابین، بویژه در بین رهبران آنهاافرادى بودند كه جزو حافظان قرآن و راویان احادیث پیامبر(ص)وفقیهان و دانشمندان شیعى بودند. بعید به نظر مى‏رسد كه آنهابراى جبران گناه خویش، با استفاده از این آیه، به نوعى خودكشى‏دست‏بیازند.

رهبران قیام توابین، همگى بیش از 60 سال داشتند، یعنى دوران‏جوانى، خامى و احساساتى را پشت‏سرگذاشته بودند و سالیان درازدر مكتب ائمه اطهار(علیهم السلام )با تفسیر قرآن، احكام شرعى ومعارف اسلامى آشنا بودند. از آنان تصور نمى‏شود كه براى جبران یك‏گناه بزرگ به گناه بزرگ دیگر روى آورند. علاوه براین كه، اگربپذیریم كه نام قیام از آیات قرآن كه دلالت‏برتوبه مى‏كند، گرفته‏شده باشد، نمى‏توان گفت كه حتما از این آیه اخذ شده باشد. مهمتراز همه، این كه در كتب تاریخى نامى براى این قیام ذكر نشده‏است، بلكه نویسندگان معاصر این قیام را «قیام توابین‏»نامیده‏اند. بنابراین اگر نام قیام از این آیه اخذ شده بود، دركتب تاریخى و احادیث اشاره‏اى به آن مى‏شد.




موضوع :
بعدازشهادت امام حسین علیه السلام , 
شیعیان كوفه هرگاه دركوچه و خیابان همدیگر را مى‏دیدند، ازیارى نكردن امام حسین(ع)خجل بودند. آنان همواره پنهانى بایكدیگر درباره‏اى قیام صحبت مى‏كردند، زیرا بسیارى از آشنایان‏آنان كه هر روز آنها را در مسجد، بازار، كوچه و... مى‏دیدند،افرادى بودند كه در روز عاشورا، علیه امام حسین(ع)شمشیر كشیده‏بودند. جاسوسان حكومت‏یزید نیز در صدد شناسایى كانون‏هاى مخالفت‏با حكومت‏بودند. شیعیان از سال 61 هجرى، از نخستین ماه‏هاى پس‏از شهادت امام‏حسین(ع)، در جلسات مخفیانه باهم در ارتباط بودندو پنهانى دیگران را به قیام دعوت مى‏كردند.

شیعیان حدود چهارسال انتظار كشیدند تا روز قیام فرار رسد.

جلسات هفتگى توابین كه پنهانى برگزار مى‏شد، با سخنرانى سلیمان‏بن صرد و دیگر سران توابین آغاز مى‏شد. شیعیان در این جلسات‏درباره چگونگى عضوگیرى، تهیه‏ى تداركات نظامى، بررسى شیوه‏هاى‏شروع قیام، تعیین زمان و مكان و بررسى اولویت‏ها در مراحل قیام‏به بحث مى‏پرداختند.




موضوع :
بعدازشهادت امام حسین علیه السلام , 
1- انتقام از قاتلان امام حسین(ع) و یاران او. 2- سپردن خلافت‏به اهل‏بیت پیامبر(ص).

خونخواهى امام حسین(ع)هدف اصلى توابین بود. آنان تنها راه‏براى تاوان اشتباه خویش را در كشتن فرمانده‏هان لشكر یزید دركربلا مى‏دانستند. آنان همچنین در صدد بودند پس از پیروزى، یزیدرا از خلافت‏خلع كنند و كارگزاران او در شهرها را عزل كنند وسپس خلافت را به اهل‏بیت پیامبر(ص)واگذار كنند.

متاسفانه برخى از نویسندگان در ارزیابى اهداف قیام توابین،دقت لازم را به خرج ندادند. آنها اگر به علت عدم همكارى توابین‏با فرماندار كوفه كه كارگزار عبدالله بن زبیر بود، پى مى‏بردند،مى‏یافتند كه توابین تنها در صدد بودند تا خلافت را به اهل‏بیت‏پیامبر(ص)واگذار كنند.

توابین از ابتداى قیام، در صدد بودند تا انتقام شهادت امام‏حسین(ع)و یارانش را از عاملان اصلى این جنایت‏بگیرند. آنهامى‏خواستند پس از پیروزى، حكومت را به خاندان پیامبر(ص)واگذارنمایند. این مطلبى است كه بارها توسط توابین بیان شد. درشعارهاى توابین در مراحل مختلف قیام، از نخستین نشست تا آخرین‏روز قیام، بارها عنوان شده است كه حكومت را به اهل‏بیت‏پیامبر(ص)خواهند سپرد. باتوجه به این كه امام سجاد(ع)تنهابازمانده‏ى خاندان امامت در آن عصر بود، بنابراین مى‏توان گفت‏توابین مى‏خواستند آن حضرت را به خلافت انتخاب كنند.

عبیدالله بن عبدالله در یكى از سخنرانى‏هایش درجمع توابین‏مى‏گوید:

«من شما را به كتاب خدا، سنت پیامبر(ص)، انتقام خون اهل‏بیت‏و جهاد با منكران دین و مارقین دعوت مى‏كنم. اگر كشته شدیم،آنچه خداوند براى نیكان قرار داده است، خیر است و اگر پیروزى‏شدیم، حكومت را به خاندان اهل‏بیت پیامبر(ص)مى‏سپاریم. »




موضوع :
بعدازشهادت امام حسین علیه السلام , 
شیعیان كوفه در اندوه شهادت امام‏حسین(ع)و پشیمان از گناه‏بزرگ خویش، چاره جویى مى‏كردند تا بتوانند اشتباه خود را جبران‏نمایند. شمارى از رهبران قبایل و سرشناس‏ترین شیعیان در منزل‏سلیمان بن صرد گرد آمدند تا راهى براى انتقام بیابند. سلیمان‏بن صرد دراجتماع آنان گفت:

«ما وعده‏ى یارى به اهل‏بیت پیامبر(ص)دادیم، ولى یاریشان‏نكردیم و به انتظار فرجام كار ماندیم تا آن كه فرزند پیامبرمان‏كشته شد. خدا از ما راضى نخواهد شد مگر این كه با قاتلان او بجنگیم. شمشیرها را تیز كنید و هرچه مى‏توانید نیرو و اسب تهیه كنید تافراخوانده شوید.»

مسیب بن نجبه پس از حمد و ثناى خداوند، گفت: «ماگرفتار عمرطولانى شدیم و در معرض انواع آزمایشهاى الهى‏قرار گرفتیم. از خداوند مى‏خواهیم ما را در زمره‏ى افرادى قرارندهد كه به آنها گفته مى‏شود: مگر شما را به اندازه‏اى عمر ندادم‏كه پندگیرید. امیرمومنان على(ع)هم فرمود: مقدار عمرى كه خداونددر آن بر فرزند آدم اتمام حجت مى‏كند، 60 سال است. در میان ماكسى نیست كه به این سن نرسیده باشد. ما به تزكیه‏ى خود مغروربودیم و حال آنكه خداوند ما را در تمام امورى كه مربوط به پسردختر پیامبرش بود، دروغگو یافت.

نامه‏ها و فرستادگان امام حسین(ع)به ما رسید و برما اتمام حجت‏شد. از ماخواسته شد كه از آغاز تا پایان، در نها و آشكار او رایارى دهیم ولى ما از بذل جان در راه او بخل ورزید، تا این كه‏امام حسین(ع)در كنار ما كشته شد. نه با دست‏خود او را یارى‏دادیم و نه با زبان خود از او دفاع كردیم و نه با اموال و قوم‏و قبیله خود.

عذر ما در پیشگاه خداوند، به هنگام دیدار پیامبر(ص)چیست كه‏فرزند محبوبش، همراه فرزندان و خاندانش، در بین ما كشت‏شد؟! به‏خدا سوگند، هیچ عذرى نداریم مگر این كه قاتل او را و كسانى كه‏بر ضد او قیام كردند، را بكشیم و یا آن كه در این راه كشته‏شویم. شاید خداوند از ما خشنود شود.

من هنگامى كه خداوند را ملاقات مى‏كنم از عقوبت و عذاب او درامان نیستم. اى مردم! از میان خود فردى را به رهبرى انتخاب‏بكنید تا قیام را آغاز كنیم.»

رفاعد بن شداد پس از مسیب به سخنرانى پرداخت و گفت: «خداوند تو را به بهترین سخنان راهنمایى كرد. بهترین كار راكردى كه دعوت به جهاد با تبهكاران بود كه راه توبه از گناه‏بزرگ است. اگر خودت رهبرى ما را بپذیرى، ما همه قبول خواهیم‏كرد و اگر نپذیرى، پیرمرد شیعه صحابى رسول خدا(ص)و فردى كه درقبول اسلام پیشگام بود، سلیمان بن صرد خزاعى را به رهبرى برمى‏گزینیم كه به شجاعت و دوراندیشى مشهور و مورد اعتماد است.»

عبدالله بن وال و عبدالله بن سعد نیز سخنرانى كردند و ازسلیمان بن صرد و مسیب بن نجبه به نیكویى یاد كردند. سرانجام سلیمان بن صرد خزاعى به رهبرى قیام برگزیده شد.

شیعیان، همگى بر این باور بودند كه تنها راه پاك شدن لكه‏ى‏ننگ پیمان شكنى آنان، كشتن قاتلان امام حسین(ع)و یارانش است. آنان هم پیمان شده بودند كه این بار پیمان نشكنند و تا آخرین‏قطره خون، بر سر پیمان خویش بایستند. شیعیان از عملكرد گذشته‏ى‏خویش توبه كرده بودند و آماده‏ى انتقام از قاتلان امام حسین(ع)ویارانش بودند.




موضوع :
بعدازشهادت امام حسین علیه السلام , 


تعداد صفحات : 3

 | 1 |  2 |  3 |