تبلیغات
هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة - مطالب وحید اکبری
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
عبدالله بن زبیر مانند پدرش دشمن اهل‏بیت‏بود ولى دشمن مشترك‏باعث‏شد تا در برابر شیعیان نرمى نشان دهد. او داعیه‏ى خلافت‏داشت و دشمنش یزید و سپس مروان بود. یزید، یك بار در واقعه حره‏ضربه‏اى سنگین به او وارد كرده بود و اینك پس از مرگ یزید،بهترین فرصت‏براى او فراهم شده بود تا بدون كمترین هزینه‏اى،بتواند انتقام بستاند; زیرا توابین مى‏خواستند با حكومت‏شام‏نبرد كنند. عبدالله بن زبیر با شیعیان امام على(ع)میانه‏ى خوبى‏نداشت ولى دشمن مشترك سبب شد تا فرماندارش در برابر قیام‏توابین، نرمى به خرج دهد. فرماندار كوفه، عبدالله بن یزید به مردم گفت:

به من خبر رسیده است كه گروهى از شما مى‏خواهند به خونخواهى‏حسین(ع)قیام كنند. خداوند این گروه را مورد رحمت‏خود قرار دهد. به خدا سوگند، به من گفتند كه چه افرادى مى‏خواهند قیام كنند وخانه‏هایشان راهم نشان دادند و حتى دستور دادند تا آنها رادستگیر كنم; اما من خوددارى كردم و گفتم:

اگر بامن جنگ كردند، با آنان مى‏جنگم ولى براى چه با من جنگ‏كنند؟! به خدا سوگند، من قاتل حسین(ع)نیستم. به خدا سوگند، من‏هم از كشته شدن او كه رحمت‏خدا براوباد. ناراحت‏شدم. به‏هرحال، افرادى كه مى‏خواهند قیام كنند، در امان هستند. آشكاراقیام كنند و به سوى قاتل حسین(ع)به راه بیفتند. من هم پشتیبان‏شما هستم. پسرزیاد قاتل حسین(ع)و یارانش است.او در حال لشكركشى‏به عراق است. من دیشب او را در كنار پل «منبج‏» دیدم.

ابراهیم بن محمد بن طلحه(نوه‏ى طلحه)كه سرپرست‏خراج(مالیات)كوفه بود، از سخنان فرماندار بر آشفت و به مردم‏گفت: اى مردم! سخنان این مرد سست و چرب زبان، شما را غافل‏نكند. هركسى قیام كند، كشته خواهد شد. اگر كسى علیه ما قیام‏كند، او را خواهیم كشت.

مسیب بن نجبه سخنان او را قطع كرد و گفت: اى فرزند پیمان شكنان(ناكثین)! تو با شمشیر خود ما را تهدیدمى‏كنى! تو زبون‏تراز آن هستى كه ما راتهدید كنى. ما تو را به‏خاطر دشمنى با ما، سرزنش نمى‏كنیم، چون پدر بزرگ و پدرت راكشته‏ایم.

عبدالله بن وال هم گفت: چرا بین ما و فرماندار دخالت مى‏كنى؟! تو حاكم كوفه نیستى، تو تنها مامور دریافت جزیه هستى.

ابراهیم بن محمدبن طلحه، فرماندار كوفه را تهدید كرد كه به‏ابن زبیر گزارش خواهد داد. فرماندار كوفه با عذرخواهى از اومانع این كار شد.

سخنان فرماندار كوفه، توابین را داراى یك فرصت طلایى براى‏شروع قیام نمود. دیگر نیازى به فعالیت‏هاى پنهانى نبود. تبلیغات‏و عضوگیرى توابین سرعت گرفت. روز به روز برشمار افرادى كه براى‏خوانخواهى امام حسین(ع)اسم نوشته بودند، اضافه شد.




موضوع :
بعدازشهادت امام حسین علیه السلام , 
عبدالله بن زبیر مانند پدرش دشمن اهل‏بیت‏بود ولى دشمن مشترك‏باعث‏شد تا در برابر شیعیان نرمى نشان دهد. او داعیه‏ى خلافت‏داشت و دشمنش یزید و سپس مروان بود. یزید، یك بار در واقعه حره‏ضربه‏اى سنگین به او وارد كرده بود و اینك پس از مرگ یزید،بهترین فرصت‏براى او فراهم شده بود تا بدون كمترین هزینه‏اى،بتواند انتقام بستاند; زیرا توابین مى‏خواستند با حكومت‏شام‏نبرد كنند. عبدالله بن زبیر با شیعیان امام على(ع)میانه‏ى خوبى‏نداشت ولى دشمن مشترك سبب شد تا فرماندارش در برابر قیام‏توابین، نرمى به خرج دهد. فرماندار كوفه، عبدالله بن یزید به مردم گفت:

به من خبر رسیده است كه گروهى از شما مى‏خواهند به خونخواهى‏حسین(ع)قیام كنند. خداوند این گروه را مورد رحمت‏خود قرار دهد. به خدا سوگند، به من گفتند كه چه افرادى مى‏خواهند قیام كنند وخانه‏هایشان راهم نشان دادند و حتى دستور دادند تا آنها رادستگیر كنم; اما من خوددارى كردم و گفتم:

اگر بامن جنگ كردند، با آنان مى‏جنگم ولى براى چه با من جنگ‏كنند؟! به خدا سوگند، من قاتل حسین(ع)نیستم. به خدا سوگند، من‏هم از كشته شدن او كه رحمت‏خدا براوباد. ناراحت‏شدم. به‏هرحال، افرادى كه مى‏خواهند قیام كنند، در امان هستند. آشكاراقیام كنند و به سوى قاتل حسین(ع)به راه بیفتند. من هم پشتیبان‏شما هستم. پسرزیاد قاتل حسین(ع)و یارانش است.او در حال لشكركشى‏به عراق است. من دیشب او را در كنار پل «منبج‏» دیدم.

ابراهیم بن محمد بن طلحه(نوه‏ى طلحه)كه سرپرست‏خراج(مالیات)كوفه بود، از سخنان فرماندار بر آشفت و به مردم‏گفت: اى مردم! سخنان این مرد سست و چرب زبان، شما را غافل‏نكند. هركسى قیام كند، كشته خواهد شد. اگر كسى علیه ما قیام‏كند، او را خواهیم كشت.

مسیب بن نجبه سخنان او را قطع كرد و گفت: اى فرزند پیمان شكنان(ناكثین)! تو با شمشیر خود ما را تهدیدمى‏كنى! تو زبون‏تراز آن هستى كه ما راتهدید كنى. ما تو را به‏خاطر دشمنى با ما، سرزنش نمى‏كنیم، چون پدر بزرگ و پدرت راكشته‏ایم.

عبدالله بن وال هم گفت: چرا بین ما و فرماندار دخالت مى‏كنى؟! تو حاكم كوفه نیستى، تو تنها مامور دریافت جزیه هستى.

ابراهیم بن محمدبن طلحه، فرماندار كوفه را تهدید كرد كه به‏ابن زبیر گزارش خواهد داد. فرماندار كوفه با عذرخواهى از اومانع این كار شد.

سخنان فرماندار كوفه، توابین را داراى یك فرصت طلایى براى‏شروع قیام نمود. دیگر نیازى به فعالیت‏هاى پنهانى نبود. تبلیغات‏و عضوگیرى توابین سرعت گرفت. روز به روز برشمار افرادى كه براى‏خوانخواهى امام حسین(ع)اسم نوشته بودند، اضافه شد.




موضوع :
زندگی نامه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام , 
توابین، پنهانى به خرید اسلحه مى‏پرداختند. آنان از ترس فاش شدن نقشه‏ى قیام، در تهیه‏ى ساز و برگ نظامى‏احتیاط فراوان به خرج مى‏دادند. كوفه پس از مرگ یزید، دوران‏پرتلاطمى را گذراند. سه فرماندار پس از مرگ یزید، در مدت شش ماه‏به كوفه آمده بودند و زمامدارى آنجا را برعهده گرفته بودند.

فرماندار نخست، كارگزار یزید بود. مردم كوفه پس از مرگ یزیدسربه شورش گذاشتند و عمروبن حریث را عزل و «عامر بن مسعود»را به فرماندارى كوفه نصب كردند.

همان طور كه قبلا گفتیم، رهبران قیام توابین بااین شورش موافق‏نبودند. سه ماه از این شورش نگذشت كه عبدالله‏بن‏زبیر، فرماندارمنتخب مردم را عزل و «عبدالله بن یزید» را به جاى او نصب‏كرد.

شیعیان پنهانى با یكدیگر جلساتى داشتند و مبلغان توابین نیزفعالیت‏هاى تبلیغى خود را ادامه دادند. كوفه در تب و تاب یك‏جنبش بزرگ مى‏سوخت تا این كه فرماندار جدید، در نخستین عكس‏العمل در برابر اقدامات توابین، موقعیت تازه‏اى براى قیام فراهم‏ساخت.




موضوع :
بعدازشهادت امام حسین علیه السلام , 
شیعیان باگردآورى اسلحه و نیرو، پنهانى خود را براى قیام‏آماده مى‏كردند. سالهاى 6461 ه . سالهاى آماده شدن شیعیان‏براى قیام بود. گروهى از توابین، پس از مرگ یزید(64 هجرى)نزدسلیمان بن صرد آمدند و پیشنهاد كردند تا با شورش بر عمروبن‏حریث، فرماندار كوفه، قیام را آغاز كنند. سلیمان بن صردپیشنهاد آنان را نپذیرفت و گفت: قاتلان امام حسین(ع)اشراف كوفه‏و دلیران عرب هستند.

اگر الان شما قیام را آغاز كنید، زود كشته خواهید شد. سلیمان‏بن صرد به آنها پیشنهاد كرد كه افرادى را به همه‏ى شهرها وروستاها بفرستند تا مردم را براى قیام فرا خوانند.

شیعیان پیشنهاد سلیمان بن صرد را پذیرفتند و شمارى از مبلغان‏ورزیده را به صورت پنهانى به میان قبایل كوفه و روستاهاى اطراف‏فرستادند. مبلغان توابین گناه بزرگ یارى نكردن امام حسین(ع)،جنایات یزید و فسق و فجور او و نقشه‏ى خود براى قیام را به مردم‏مى‏گفتند و از آنان مى‏خواستند به آنها بپیوندند. اندك اندك‏دامنه‏ى قیام درازتر شد و شهرهاى دیگر عراق را در برگرفت.

مبلغان هماره مردم را به انتقام از قاتلان امام حسین(ع)فرامى‏خواندند و به آنها مى‏گفتند كه در صورت پیروزى قیام، خلافت رابه خاندان پیامبر واگذار خواهند كرد. بسیارى از شیعیان دعوت‏آنان را پذیرفتند و پنهانى با خرید اسلحه، خود را براى قیام‏آماده‏كردند.

سلیمان بن صرد همواره هدف‏هاى قیام را براى توابین بیان مى‏كردو مبلغانى را به مسجدها، بازارها و مراكز عمومى روستاها وشهرها مى‏فرستاد تا آنها را به قیام دعوت نمایند. مبلغان چنان‏خبره بودند و این تبلیغات چنان گسترده و پى درپى بود كه بسیارى‏از مردم، سخنان مبلغان را حفظ كرده بودند.

استقبال مردم از قیام درسال 64 هجرى بسیار چشمگیربود. مرگ‏یزید را مى‏توان علت اصلى این امر دانست. زیرا عبیدالله بن‏زیاد، حاكم بصره كه عامل اصلى قتل امام حسین(ع)و یارانش دركربلا بود. پس از مرگ یزید، از ترس از بصره گریخت و به شام‏رفت.

سلیمان بن صرد در سال 64 ه. نامه‏هایى به سعدبن حذیفه، رهبرشیعیان مداین و نیز براى مثنى بن مخرمه عبدى، از بزرگان شیعه‏بصره نوشت و آنها را به قیام فرا خواند. در نامه‏ى سلیمان بن‏صرد به آنها آمده بود:

«چون برادرانتان فكر كردند و در سرانجام كارهاى خویش دقت‏كردند، فهمیدند كه اشتباهى بزرگ انجام داند كه امام حسین(ع)رایارى ندادند و او را در برابر دشمن تنها گذاشتند، اشتباهى كه‏تاوان آن و توبه از آن، تنها با كشتن قاتلان آن حضرت و یا باكشته شدنشان خواهد بود.

برادران شما آماده‏ى قیام هستند، شما نیز بكوشید آماده شوید.

قرار است كه در اول ربیع الاخر سال 65 ه .، در نخیله، همه‏گردهم آییم تا قیام را آغاز كنیم. مى‏خواهیم شما نیز در این‏تاریخ، به ما بپیوندید و ما را در خونخواهى امام حسین(ع)یارى‏دهید. شما همواره یار، برادر و هم فكر ما بوده‏اید، اكنون نیزبا برادرانتان كه مى‏خواهند با این كار از گناه یارى نكردن آن‏حضرت، توبه كنند، همراه باشید. شایسته است كه شماهم در این‏فضیلت و ثواب سهیم باشید و بدین وسیله، نزد پروردگار توبه‏نمایید، گرچه قطع گردنها، كشته شدن فرزندان، مصادره‏ى اموال وهلاك عشایر در این كار باشد.»

سلیمان بن صرد در پایان نامه، یاد شهیدان قیام حجربن عدى راگرامى مى‏دارد. شیعیان مداین و بصره دعوت سلیمان بن صرد راپذیرفتند و به او اعلام كردند كه خود را براى قیام آماده خواهندكرد.


شیعیان باگردآورى اسلحه و نیرو، پنهانى خود را براى قیام‏آماده مى‏كردند. سالهاى 6461 ه . سالهاى آماده شدن شیعیان‏براى قیام بود. گروهى از توابین، پس از مرگ یزید(64 هجرى)نزدسلیمان بن صرد آمدند و پیشنهاد كردند تا با شورش بر عمروبن‏حریث، فرماندار كوفه، قیام را آغاز كنند. سلیمان بن صردپیشنهاد آنان را نپذیرفت و گفت: قاتلان امام حسین(ع)اشراف كوفه‏و دلیران عرب هستند.

اگر الان شما قیام را آغاز كنید، زود كشته خواهید شد. سلیمان‏بن صرد به آنها پیشنهاد كرد كه افرادى را به همه‏ى شهرها وروستاها بفرستند تا مردم را براى قیام فرا خوانند.

شیعیان پیشنهاد سلیمان بن صرد را پذیرفتند و شمارى از مبلغان‏ورزیده را به صورت پنهانى به میان قبایل كوفه و روستاهاى اطراف‏فرستادند. مبلغان توابین گناه بزرگ یارى نكردن امام حسین(ع)،جنایات یزید و فسق و فجور او و نقشه‏ى خود براى قیام را به مردم‏مى‏گفتند و از آنان مى‏خواستند به آنها بپیوندند. اندك اندك‏دامنه‏ى قیام درازتر شد و شهرهاى دیگر عراق را در برگرفت.

مبلغان هماره مردم را به انتقام از قاتلان امام حسین(ع)فرامى‏خواندند و به آنها مى‏گفتند كه در صورت پیروزى قیام، خلافت رابه خاندان پیامبر واگذار خواهند كرد. بسیارى از شیعیان دعوت‏آنان را پذیرفتند و پنهانى با خرید اسلحه، خود را براى قیام‏آماده‏كردند.

سلیمان بن صرد همواره هدف‏هاى قیام را براى توابین بیان مى‏كردو مبلغانى را به مسجدها، بازارها و مراكز عمومى روستاها وشهرها مى‏فرستاد تا آنها را به قیام دعوت نمایند. مبلغان چنان‏خبره بودند و این تبلیغات چنان گسترده و پى درپى بود كه بسیارى‏از مردم، سخنان مبلغان را حفظ كرده بودند.

استقبال مردم از قیام درسال 64 هجرى بسیار چشمگیربود. مرگ‏یزید را مى‏توان علت اصلى این امر دانست. زیرا عبیدالله بن‏زیاد، حاكم بصره كه عامل اصلى قتل امام حسین(ع)و یارانش دركربلا بود. پس از مرگ یزید، از ترس از بصره گریخت و به شام‏رفت.

سلیمان بن صرد در سال 64 ه. نامه‏هایى به سعدبن حذیفه، رهبرشیعیان مداین و نیز براى مثنى بن مخرمه عبدى، از بزرگان شیعه‏بصره نوشت و آنها را به قیام فرا خواند. در نامه‏ى سلیمان بن‏صرد به آنها آمده بود:

«چون برادرانتان فكر كردند و در سرانجام كارهاى خویش دقت‏كردند، فهمیدند كه اشتباهى بزرگ انجام داند كه امام حسین(ع)رایارى ندادند و او را در برابر دشمن تنها گذاشتند، اشتباهى كه‏تاوان آن و توبه از آن، تنها با كشتن قاتلان آن حضرت و یا باكشته شدنشان خواهد بود.

برادران شما آماده‏ى قیام هستند، شما نیز بكوشید آماده شوید.

قرار است كه در اول ربیع الاخر سال 65 ه .، در نخیله، همه‏گردهم آییم تا قیام را آغاز كنیم. مى‏خواهیم شما نیز در این‏تاریخ، به ما بپیوندید و ما را در خونخواهى امام حسین(ع)یارى‏دهید. شما همواره یار، برادر و هم فكر ما بوده‏اید، اكنون نیزبا برادرانتان كه مى‏خواهند با این كار از گناه یارى نكردن آن‏حضرت، توبه كنند، همراه باشید. شایسته است كه شماهم در این‏فضیلت و ثواب سهیم باشید و بدین وسیله، نزد پروردگار توبه‏نمایید، گرچه قطع گردنها، كشته شدن فرزندان، مصادره‏ى اموال وهلاك عشایر در این كار باشد.»




موضوع :
بعدازشهادت امام حسین علیه السلام , 


تعداد صفحات : 38

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |